
آقای موسوی از موضع اشتباهات دوران نخست وزیری خود که دوران سرتاپا جنایت رژیم آخوندی است، پا فراتر ننهاده، و همواره از دوران طلایی گذشته و امام عزیز سخن می گوید. عملکرد ایشان در دوسال گذشته تا کنون سوای خواسته مردم ایران است. این را دم خروس از جیب ایشان نشان می دهد. یک عده معلوم الحالی که از رژیم به دور ایشان حلقه زده اند، و جنبش سبز را رهبری می کنند، خط غیر مردمی ایشان را نشان می دهد که نامبرده در حمایت و در راه پایداری رژیم اسلامی است.
مشکلی که ما اکنون با آن رو به رو هستیم و بسیار تلخ و ناگوار می باشد، این است که جوانان و مبارزانی که دو سال پیش، کوچه ها و خیابان ها را به تصرف خود در آورده بودند، مبارزانی که دلاورانه برای بیرون راندن ستمگران گام به میدان جنگ نهاده بودند، اکنون تبدیل به چندین هزار شناسه و کاربر ناشناخته ی متوهّم محیط مجازی شده اند.
نگارنده بر این باورم که ایرانیان درون کشور که به اینترنت آزاد دسترسی دارند، به آزادی های محیط مجازی بسنده کرده اند و تمام نیازها و احساسات سرکوب شده ی خویش را، در فیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی، می یابند و دیگر در خود احتیاجی نمی بینند که برای به چنگ آوردن آزادی، به خیابان ها بروند و مبارزه کنند.
بی تردیده، مسببان اصلی این تراژدی، برنامه ریزان و گردانندگان جنبش سبز و حامیان ایشان همچون سایت های کلمه و جرس هستند که با به بیراهه کشاندن افکار و اهداف جنبش، مردم را دلسرد و خانه نشین کردند.
از ابتدا هم هدف آنان براندازی حکومت نبود و تنها خواسته ها یشان برگردانده شدن رای های دزدی شده به وسیله رژیم، و روی کارآمدن خودشان بود.
مسئولان جنبش سبز مانند همیشه از دادن جوابی قطعی و روشن به مردم و حامیان خودداری کرده و با سرپوش گذاشتن و خفه کردن صدای منتقدان، آب سردی بر آتش خشم برخاسته از مردم پاشیدند و اکنون این است حال و روز جنبشی که مرده است و بی جان به کناری افتاده شده، و چند هزار متوهّم مجازی نیز، هر روز سخن از اندکی صبر، سحر نزدیک است می زنند.
باید به این عزیزان هم وطن گفت که با صبر کردن و در فیسبوک و اینترنت به دنبال آزادی گشتن، نه تنها سحر و سپیده ی صبحگاهی به ما نزدیک نمی شود، بلکه ما هر روز چند هزار متری به عمق تاریکی فرو می رویم و همه ی امید هایمان، ختم به پوچی و تباهی می شوند.
هیجده تیر، بی سر و صدا، آهسته و لرزان، رد شد و رفت؛ کسانی که در سایت بالاترین مشغول لینک گذاشتن و دم از مبارزه میزدند، کجا بودند، و اکنون کجا هستند؟. اگر در خیابان بودند، پس چه کسانی ثانیه به ثانیه در حال پخش خبرهای داغ، و برقراری لینک های جدید بودند؟.
یکی از این متوهمین بالای ایترینی، نوشته بود که: «مزدوران بروید کلیپی از طغیان رودخانه را ببینید، روز آزادی نزدیک است. یا حسین، یاحسین، میر حسین، میر حسین…!!”
این افکار و سخنان کلیشه ای و بنجل، همراه با توهین و دشنام دادن، واقعا جای تاسّف و نگرانی است. اگر همین انسان، با همین طرز فکر، هیجدهم تیرماه، به جای نشستن جلوی مانیتور در اتاق خوابش، به خیابان ها قدم گذاشته بود، شاید اتفاقی می افتاد و جرقه ای از امید، در دل مردم شعله ور می شد.
البته از مردم سرکوب شده، و سرگردان و مأیوس مانده دیگر نمی توان انتظار داشت که باردیگر به خبابان ها آیند و در برابر رژیم بایستند. به ویژه آن که جنبش سبز کردها، بلوچ ها، مردم آذربایجان، و دیگر باوران را با شعار انقلاب سبز، و رسیدن به آرمان های امام عزیز، از هر اقدامی اعتراض انگیز مأیوس و نا امید کرده است.

این نوشته به زبان تازی وتصویر از سایت « کلمه » مربوط به جنبش سبز است که آن را به تازگی حذف نموده اند. این نشانگر و تبلیغی است از اسلام کشتارگر که ۱۴۰۰ سال است مردم و کشورمان را به خاک وخون کشانده است. آیا اینست، دموکراسی جبش سبز برای مردم ایران؟.
اکنون به مدّت دو سال است که ما هر روز، سخنانی از قبیل اندکی صبر، سحر نزدیک است را، روزانه هزاران بار از دهان آقای سازگارا و دیگر افراد شنیده ایم و مشق کرده ایم.
امّا حقیقت این است که مردم سوریه، توهمات و رویاها یشان را در اینترنت جستجو نمی کنند و یا یکدیگر به اشتراک نمی گذارند، آنان دست در دست یکدیگر داده و با اینکه صدها کشته و اسیر و زخمی داده اند، قصد ترک کردن خیابان ها را ندارند.
آن ها رهبر نیز ندارند، جنبش سبز و زرد و خاکستری و میر و شیخ و اصلاحات هم ندارند، آن ها همه یک صدا، یک دل و متحد، آزادی را فریاد می زنند و این رمز پیروزی ایشان است.
البته باید اذعان کردکه گروه سبز هم هدف دارد، و هم رهبر. رهبر اصلی این جنبش، کسانی مانند کدیور، سروش، اکبر گنجی، عبدالعلی بازرگان، شهیدان ۷۲ تن که دلشان برای فسطینی های عزیز و مصیبت دیده کباب است، مسیح علی نژاد، و یک مشت شاخ شکسته دیگرند، که از روز نخست رنگ سبز اسلامی را برای جنبش انتخاب کردند، قانون اساسی به نام منشور اسلامی را نیز در لندن زیر حمایت و دیدگاه دولت انگلیس، و با حمایت رژیم آخوندی برای بقای آن نوشتند، و دنبال کردند. آنگاه، آقای موسوی، و آقای کهروبی هم به دنبال هدف یعنی بازگشت به دوران طلایی امام خمینی، تعزیه گردان، و مسئولین پیاده کردن این نهضت شدند که با فریاد یاحسین، میرحسین مردم ناآگاه را به بیراهه و جاده خاکی کشاندند.
هنگامی که رسوایی بالا گرفت ، و فریاد اعتراض و انتقاد از این هدف، این قانون اساسی ضد انسانی، این رهبران و شرکت کنندگان با پرونده های سیاه و ضد مردمی اشان، از هر سوی بلند شد، پرده دوم نمایش با حبس خانگی، موسوی و کهروبی، و سکوت افراد غیر مردمی درون جنبش، آغاز گشت، و سرانجام، آزادی مردم ایران را به آزادی مجازی و توهم رسیدن به آزادی پایان داد.
هموطن سبز و دوست مجازی من، به جای فرصت سوزی و غرق در توهمات و منتظر معجزه ماندن، بیا و حقیقت را بپذیر، دست از تعصبات بی جا به کسانی که در گذشته عملکرد نادرست داشته اند، بردار، و بیا تا متحد شویم و یک بار برای همیشه، ریشه ی ستم و جهل و زور و استبداد را، از خاک سرزمین مادری مان، بکنیم.
Pingback: چگونه می توان زمینه ی آزادی ایران از چنگال دژخیمان را فراهم کرد؟- بخش دوّم: مبارزات منفی | فضول محله()
Pingback: به جای افسوس خوردن برای گذشته، بیایید به فردایی روشن بیاندیشیم | hastirezayi()