واقعه دلخراش آتش گرفتن کلاس درس دبستان
با اندوه فراوان دریافتیم که دیروز چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۱، بخاری نفتی کلاس چهارم ابتدایی دبستان دخترانه شین آباد واقع در روستایی به همین نام در ۵ کیلومتری پیرانشهر کردستان آتش گرفت و ۳۸ دانش آموز دختر این مدرسه با گرفتار شدن در کلاس درس دچار سانحه شدند. با اندوه بیشتر آن که هفت تن از دانش آموزان که دچار سوختگی شده بودند، پیش از فرستادن به بیمارستان جان خود را از دست دادند و ۳۱ تن نیز به بیمارستان منتقل شدند

این کلاس درس سوخته و از بین رفته است. آیا فرزندان و نورچشمان عزیز ما می توانستند از این جهنمی که ولایت فقیه برای مردم ایران درست کرده، جان سالم به در برند؟!.
این واقعه جان سوز که بر اثر کوتاهی و نادانی رژیم ضد ایرانی ولایت فقیه صورت گرفت می تواند هر زمان در محلی دیگر، شهری دیگر، و دبستانی دیگر تکرار شود، بی تردید از جنایت و عملکرد ضد انسانی رژیم است. در سال گذشته نیز مانند آن اتفاق افتاده که ما در مقاله ای به آگاهی هم میهنان خود رساندیم. ما این جگر گوشگان از دست رفته و یا آسیب دیده را چون فرزندان خود می دانیم و خود را در اندوه خانواده های در غم فرو رفته با همه وجودمان شریک می دانیم.
رژیم جهل و جنایت اسلامی به جای آن که به مشکلات مملکت بپردازد، به تاراج آن به نفع تازیان پرداخته، و در این گونه وقایع ناگوار که خود صد در صد مسئول آن است، به جای غمگساری و در سوگ این عزیزان نشستن، در دنباله دکانداری و فریب کاری خود، مراسم سوگواری برای تازیان ضد ایرانی به پا کرده، و از زندگی و هستی مردم ایران ضریح طلا می سازد و از کشور خارج می سازد.

این عمق فاجعه است. آخوند بیشرف جنایتکار،با ویران گری و چپاول کشور به نفع تازیان، موجب بلاهایی این چنین در مملکت ما می شود.
کودکان چه سهمی در زندگی ما دارند؟
بی تردید، کودکان عزیزترین و پاره تن خانواده ها می باشند. از خانواده که بگذریم، آنان سرمایه و ذخیره آینده کشورند. اینجاست که علاوه بر حمایت و پشتیبانی خانواده ها، دولت و گردانندگان کشور نیز برای آموزش، پرورش، بهداشت و تندرستی، تحصیلات، و سرانجام کاریابی و مسکن فرد فرد فرزندان آب و خاک خود مسئولیت دارند. در جوامع و کشورهایی که انسان ها بر قدرت سوارند و خود را خدمتگذار مردم می دانند، سوای خانواده، هر فرد از شهردار، فرماندار، رئیس اداره آموزش و پرورش، گردانندگان یک آموزشگاه، بهداری، دکتر، همه و همه برای پیشرفت تن و روان نوباوگان کشور خود نهایت تلاش و کوشش را دارند و در برابر هر کوتاهی و نا به سامانی نیز پاسخ گو هستند.

ثروت و سرمایه مردم کجا می رود؟، آیا صرف خانه سازی، ساختن دبستان، درمانگاه، و بهداشت مردم می شود؟!. نه، این چنین نیست رژیم با غارت گری و چپاول کشورمان، مردم را خاکستر نشین ساخته، ولی ارز مملکت در راه خرافات افزایی و دکانداری آخوند صرف می شود.
اما، در کشور آخوند زده ما چه خبر؟
باید پذیرفت که حکومت اسلامی مرکب از گروهی آخوند با دستار و بی دستار، از بی تفاوت ترین، و بی عاطفه ترین رژیمی است که تاکنون بر سرنوشت مردم و کشورمان تسلط یافته است. این رژیم را باید مانند دزدان غارتگر و بی رحمی دانست که سر راه را بر مردم می گیرند، اموال آنان را چپاول، و به زنان تجاوز می کنند و هر گونه مخالفت و یا مقاومتی را با بیرحمی و خونریزی پاسخ می دهند. این رژیم در این ۳۳ سال کوچکترین کاری که در راه آبادانی کشور و به نفع مردم باشد، انجام نداده است. سرمایه های مردمی و بیت المال را برای واریز در حساب های خود ویا گروههای ترورستی حزب الله، ساختن و تجهیزات نظامی غزه و لبنان تاراج کرده، و کشور را به ورشکستگی کشانده است.

پول های دزدیده شده از کیسه مردم صرف ساختن ضریح و تازیان می شود، نه برای آبادانی کشور.
وظیفه دولت ها در آموزش و پرورش کودکان
دولت ها وظیفه و مسئولیت دارند که بهترین و آخرین امکانات آموزش و پرورش کودکان، برای هر سن، اعم از کلاس ها و آموزشگاههای بهداشتی، مجهز و خوب با آموزش گران تجربه دیده و کاردان، برای نوباوگان، دانش آموزان و دانشجویان فراهم سازند. اولیاء فرهنگ، اعضاء دولت، نمایندگان مجلس، در برابر هرکوتاهی و اشتباهی باید پاسخگو باشند و چنانچه ضرورت دارد، در دادگاه حضور یافته، محاکمه شوند و چنانچه محکوم شدند، به زندان رفته، و یا از کار برکنار گردند. نمایندگان مجلس، و وزیران نیز برای هر اشتباهی که منجر به زخمی شدن و یا مرگ کودکی می شود، باید محاکمه شوند و به سزای کوتاهی و بی توجهی خود برسند.

با دسته گل و دشمنی دیرینه آخوند با ملت ایران بیشتر آشنا شوید.
آیا برای فرزندان ما امنیت و آرامش وجود دارد؟
بدبختانه باید گفت که کودکان کشورمان به هیچ روی تأمین جانی و روانی ندارند. آنان پس از تولد، مانند علف هرزه پرورش پیدا می کنند، و کمترین ضمانتی در پیشرفت جسمی و روحی آنان با استاندارد درست و حساب شده نیست. کودکان در گزینش دبستان و محل آموزش خود آزاد نیستند. مدارس ما عمومن غیر بهداشتی، آموزش ها نادرست، و شماری از آموزش گران (آموزگار، دبیر، مربی) کار نا آزموده بوده، و در رشته و روش آموزش خود دانش و آگاهی کامل را ندارند.
امکانات آموزش اعم از آزمایشگاه، کارگاه، ورزش، کتابخانه، سالن های سخنرانی دیده نمی شود ویاناقص است. کودکان در محیط آموزشگاه از بهداشت و داشتن امکانات آموزشی درست محرومند، و کمترین همکاری میان خانه و مدرسه وجود ندارد. گناه همه این نادرستی ها، نابه سامانی ها، و اشتباهات مستقیماً بر می گردد به رژیم غیر مردمی و ضد ایرانی و در رأس آن خامنه ای.

اینهم از شاهکارهای دیگر رژیم ضد انسانی حاکم بر ایران.
نکته ای چند از آنچه گفته شد
از آنچه گفته شد ما تک تک گردانندگان و وابستگان رژیم را اعم از مسئولین آموزش و پرورش، بخشدار، شهردار، رییس آموزش و پرورش، وزیر آموزش و پرورش، نمایندگان مجلس رژیم، در این واقعه (جنایت) شریک جرم و کوتاهی آنان می دانیم و باید آنان در هرپست و مقام پاسخ گو باشند و به کیفر کوتاهی و روش ضد مردمی خود برسند.